تبليغاتX
شکیب ایرج -

رهسپار غربتم

...ومن غریب یک دیار غربتم

نهـــال آرزو و بار غـربتم

شکسته برسرم هوای دوستی

به سالهاست دیده ، دار غربتم

به من بگو چه گفته بعد این، دگر؟

که این چنان گرفته درغبار غربتم

صدای من به دشت، کوه در رسد

هنوزهم، که تار تار غربتم

بخواب هم ندیده کس مرا چنین

چنان سکوت، رهسپار غربتم

 دوبيتي 

اگر بادصبا برلانه یی ما

بیاید دخترک برخانه یی ما

من و او هردومان باهم سرائیم

سرود اشک یک افسانه یی ما

+ نوشته شده توسط شکیب ایرج در بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:19 |


Powered By
BLOGFA.COM


Shekib Iraj was born in Mazar e Sharif in 1991 . He wants to be an inventor. Now he is a poet and a great writer. He has the formula of some things that are going to be invented in the futuer name is ( Not possible) .